311
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
یجور کینه ای مونده تو دلم !از چه پشت کنکور چه موقع نتیجه کنکور گهی !همون کینه ای که دوساله نمیاره با مامانم بگم بخندم .......شاید باید کینه رو پاکش کنم !جالبه ادم انقد حواسپرت باشه ولی خاطرات گذشته با کیفیت فول اچ دی جلو یادشه! نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:35 توسط سایه|
312
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
تصمیم گرفتم که دیگه با هیشکی ح نزنم !از اتاق بیرون نیام!هرچند همین الانشم .............. نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:39 توسط سایه|
313
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
جالبه من همونیم که به شادی و خوب بودن با مامانم معروف بودم!من همونیم که یه هفته نمی اومدم خونه دلم برا مامنم پر میزد اونم دلش تنگ میشد و گریش میگرف !حالا چی !گوووز!روزی نیس که هم نگم کی میرم از دستت راحت میشم !اونم همینا رو میگه !تازه میگف رفتی دانشگا دیگه نیا خونه ! نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم م...
۳۱۵
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
یجور شگفتای خوب ، وسط ناراحتیایی که باید تمومش کنم ! شگفتای درونی خوب ... دارم فک میکنم پس خیلی چیزا سر اون م !ن بابا نمیدونم بیخیال ! و تینک قوی ابوووت نیو هدفی که میگویند در ان نات بد هستم ! تینک قوی ابوت تایتل اف رایتینگ !فان رایتینگ اور انی تینگ الس ! نه نه من دیوونه نشدم فقط کمی هیجان زده ام !ا...
Orphan
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
اسم فیلمیه که تازه با سیستر دیدیم !اوف عجب فیلمی بود ترسناک نبود ولی هیجان داشت و اعصاب خورد کن بود !ولی باحال بود !ب اسم ترسناک دان کرده بودش ، ما ک نترسیدیم ولی هیجانش خوب بود ! فیلم خوبی بود در کل ! بعد از مدت ها وسط گیم دیدن یه فیلم غیر گیم هم دیدم !گیم فصل ۶ قسمت ۵ ام دارم ب ملت میرسم کم کم !فک...
۳۱۸
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
اخه چرا باید اینقدر من ضایع بشم ! ازشون بدم میاد !ب اینا هم میگن خانواده !اینم از داییم ک سر سفره چجوری ضایم میکنه !اون از خواهر بیشعورم !اون از مادری ک همیشه خدا طلب هفت جد و اباداشو داره ازمون !اخرشم میدونم هیشکیو جز اینا ندارم !باید بیخیال بشم !باید دیگه برام مهم نباشه !باید این روند قوی شدنم رو ...
319
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
خب اینم از فصل 6 یه قسمت دیگه تموم میشه ..بالاخره اون رمزی سگ مرد ..واقعا درست بود ک ب عنوان منفور ترین چهره تلویزیونشون شناخته شد!اقا چرا من هر بازیگری میبینم حس میکنم شبیه منه!بیماری خود زیبا انگاری گرفتتم..جالبه کسی هم نمیگه که تو شبیه فلان بازیگری خودم میگم!خخخ!خدایی من شبیه سانسا نیستم!؟هستم!!!...
320
-
تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 16:28
اینم از فصل 6 که تموم شد............. اوف عجب فیلم خوبیه این گیم اف ترونز حال کردم عالی بود رسیدم به ملت دیگه! لازم ب ذکره که جان من است او.......خخ وخدابگم چی نکنه اون پ دیوثو که کل فیلمو گفت برام !تااخر فصل 7 رو گف ینی از فصل 5 تا اینجا میدونستم چی میشه !عوضی!هرچقدم زدمش ک نگو یک انسان زبان نفهمه ...
۲۷۲
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:24
اشتبا کردم .......نباید میجنگیدم با تقدیر.......
274
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:24
به گوشم رسید که پسره بش گفته حق نداری بش بگی که من دوسش دارم ..یبار بش گفتم بلاکم کرد ..دیگههم نمیگمش!بعد واس همینه این رفیق فابم به من نگفته که فلانی بم گفته دوست داره ...هرچند چپ میره راست میره میگه فلانی دوست داره معلومه حالا هم که من میدونم که بهش گفته و اونی که بم گفته قسمم داده بش نگو مجبورم
۲۷۵ تو که دیگه....
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:24
جالبه نه ؟نه جالب نیست!تا میام فراموشش کنم ، تا دیگه یه جور میشه که دیگه برام مهم نیست واقعا ،تا یجور میشه که دیگه بهش فک نمیکنم ، یجوری میچرخه دنیا سمتش ، یجوری دنیا فکرمو میبره پیشش !مثلا ...نه نمیشه گف !البته دانشگاهامون که یکی نیست دیگه ولی خب هرچی !بدرک !تو که دیگه هیچوقت نمیای !تو که دیگه مال
276 حالم بیا سرجاش
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:24
امروز ازون روزاست که خیلی سگم...به زمین و زمان گیر میدم .....صد دفه گفتم وقتی من خوابم کسی منو صدا نکنه ...کسی سمت من نیاد ...بعد میان بالاسر ادم حرف میزنن و داد و هوار..منم بلند شدم هرچی از دهنم دراومد بارهمشون کردم الانم ک بیدارشدم بازعصبیم...خو ینی چی...چراانقد گرمه چرا کولر نمیکشه ...من خودم بدگ
278
-
تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 3:24
تازه داشتم با مادر پیرامون دوتا از پسرایی که تو کلاسمون اومدن و گفتن صحبت میکردیم و میگف ببین هیچوقت نگو درحد من نیست و ازین حرفا خدا خوشش نمیاد قهرش میگیره خوشت نمیاد ازشون بگو نه و تموم دیگه این حرفا چیه غرور بچه مردمو میشکنی و اینا ..راست میگه البته یکیشون که شاگرد اول کلاسمونه خوبه من خوشم نمیاد
۲۷۱
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 19:48
تازه دیشب بود داشتم احساس میکردم خوشبختم ...هه نمیشه انگار!تقصیرخودمه !کاش یکم باهوش تربودم!یکم زرنگتربودم! + نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:0 توسط سایه |
263
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 5:00
اره خب شاید اگه منم تموم بچگی و نوجونی و الانمو بین دعواهای مامان و بابام نبودم و یه بابای معتاد عصبی که روزبه روز وضعش بدتر میشه رو نداشتم اگه خونه ماهم تو ارامش بود نه ارامش چی ارامش فکری داشتم یا بهتره بگم اراده ر ازشون یادمیگرفتم اللن منم به همه ارزوهام رسیده بودم...همونطوری که الان دختر نامزد ق...
۲۶۴
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 5:00
جدی دیگه تا پایان امتحانا نمیرم اینستا !!!!!!چیزی ک ذهن منو این چن روز تو خونه ریخته بود بهم اندکی این بود که !نه بیخیال ازش نمیگم که بیشتر بمونه تو ذهنم !بره گمشه ...دیگه برام مهم نیس! . البته مهمتر از اینستا نرفتن درسخوندنه ...والا ... . . لازم به ذگره از عصبانیت و ناراحتی امشبم عرض کنم که از کل
۲۶۵
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 5:00
ایسنتا رو پاک کردم ک بخونم ولی ...دیشبم خوندم کمیولی خو دیگه بیشتر بخونم نمیدونم استرس دارم احساس میکنم ب یه فیام اکشن بزن بزن احتیاج دارم ک هیجانمو ببره بالا مث همیشه چون اصن حالم اصن سرجاش نیس ازدیشب تا حالا هم نخابیدم فک کنم بس ک این مدتا خابیدم دیگه خابم نمیبره اقا فایت کلاب رو یکم دیدم دوباره
266
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 5:00
امشب چقد با خندوانه خندیددددم وای ترکیدم!البته خودمم خیلی خوش خندم مامانم میگف خدایی ب چی میخندی!!!!!!!!!!!!!!!! امروز ب یه چیزی پی بردم!تو ذهن خلاق خودم!نمیدونم چجوری میتونم مساعلو ب هم ربط بدم که یه دستان از توش درمیاد!واس همینم هس که تو خودم استعدادنویسنده شدنو میبینم!!!خخخ...مثله همون نیممه ام ک...
۲۶۸
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 5:00
حس پست گذاشتنم نمیاد اصن...سرم درد میکنه بهتره ولی...عاشقانه رودیدیم تازه ..امروزم یه امتحان سخت دادیم...کاش خوب بشن خدایا کمکم کن خوب بخونم این سری خوب شن ...امروز ک نمیخونم .. ایسنتا هم نیستم دیگه ....بهتر چیه والا هی برم سر پیج این و اون عین اسکلا ...بعد امتحانا شاید ... + نوشته شده در پنجشنبه بی...
269
-
تاریخ: 1396/3/29 ساعت: 5:00
امروز وسط این همه بدو بدو کردنام زیر افتاب و گرمای شدید و یکم بدبیاری چشمم خورد به یه جمله که روی بنر بزرگ نوشته بودن همون جمله معروف ان ای که همیشه میگن خدایا توانم بده تغییر بده انچه نمیتوانم و .... زیرش بزرگ نوشته بود انجمن معتادان گمنام ایران ...پیش خودم گفتم کاش بابای منم بره کاش بتونه تو شبای