خرید بک لینک

درباره سایت

270

امکانات وب

یجور کینه ای مونده تو دلم !از چه پشت کنکور چه موقع نتیجه کنکور گهی !همون کینه ای که دوساله نمیاره با مامانم بگم بخندم .......شاید باید کینه رو پاکش کنم !جالبه ادم انقد حواسپرت باشه ولی خاطرات گذشته با کیفیت فول اچ دی جلو یادشه!

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:35 توسط سایه|


برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

تصمیم گرفتم که دیگه با هیشکی ح نزنم !از اتاق بیرون نیام!هرچند همین الانشم ..............

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:39 توسط سایه|


برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

جالبه من همونیم که به شادی و خوب بودن با مامانم معروف بودم!من همونیم که یه هفته نمی اومدم خونه دلم برا مامنم پر میزد اونم دلش تنگ میشد و گریش میگرف !حالا چی !گوووز!روزی نیس که هم نگم کی میرم از دستت راحت میشم !اونم همینا رو میگه !تازه میگف رفتی دانشگا دیگه نیا خونه !

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:50 توسط سایه|


برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

یجور شگفتای خوب ، وسط ناراحتیایی که باید تمومش کنم ! شگفتای درونی خوب ... دارم فک میکنم پس خیلی چیزا سر اون م !ن بابا نمیدونم بیخیال ! و تینک قوی ابوووت نیو هدفی که میگویند در ان نات بد هستم ! تینک قوی ابوت تایتل اف رایتینگ !فان رایتینگ اور انی تینگ الس ! نه نه من دیوونه نشدم فقط کمی هیجان زده ام !البته ا لیتل ! تاثیر فیلم هم ک نیست اصلا ! نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 5:34 توسط سایه| ادامه مطلب

برچسب: ۳۱۵, نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

اسم فیلمیه که تازه با سیستر دیدیم !اوف عجب فیلمی بود ترسناک نبود ولی هیجان داشت و اعصاب خورد کن بود !ولی باحال بود !ب اسم ترسناک دان کرده بودش ، ما ک نترسیدیم ولی هیجانش خوب بود ! فیلم خوبی بود در کل ! بعد از مدت ها وسط گیم دیدن یه فیلم غیر گیم هم دیدم !گیم فصل ۶ قسمت ۵ ام دارم ب ملت میرسم کم کم !فک کنم این هفته ۶ فصل ۷اش اومد .... دیشبم هم ک رفتیم رگ خوابو دیدیم طبق معمول نیم ساعت بعد از شروع فیلم رسیدیم ...من خوشم نیومد اصولا فیلمای لیلا حاتمی تو کتم نمیره !حالا تو فکرشم یه پست خوبی راجبش بنویسم !پست بعدیو شاید بزارم ایسنتا ! نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:49 توسط سایهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

اخه چرا باید اینقدر من ضایع بشم ! ازشون بدم میاد !ب اینا هم میگن خانواده !اینم از داییم ک سر سفره چجوری ضایم میکنه !اون از خواهر بیشعورم !اون از مادری ک همیشه خدا طلب هفت جد و اباداشو داره ازمون !اخرشم میدونم هیشکیو جز اینا ندارم !باید بیخیال بشم !باید دیگه برام مهم نباشه !باید این روند قوی شدنم رو ادامه بدم!باید اینو باور کنم که بجز خودم از هیشکی انتظار شعور و خوبی رو نداشته باشم !باید یادبگیرم جز خودم هیشکی اشکمو پاک نمیکنه !یادگرفتم اینو !باید یاد بگیرم بیخیال بشم ! نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:56 توسط سایه| ادامه مطلب

برچسب: ۳۱۸, نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

خب اینم از فصل 6 یه قسمت دیگه تموم میشه ..بالاخره اون رمزی سگ مرد ..واقعا درست بود ک ب عنوان منفور ترین چهره تلویزیونشون شناخته شد!اقا چرا من هر بازیگری میبینم حس میکنم شبیه منه!بیماری خود زیبا انگاری گرفتتم..جالبه کسی هم نمیگه که تو شبیه فلان بازیگری خودم میگم!خخخ!خدایی من شبیه سانسا نیستم!؟هستم!!!!!!!!!!!!!!1خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:15 توسط سایه|


برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

اینم از فصل 6 که تموم شد............. اوف عجب فیلم خوبیه این گیم اف ترونز حال کردم عالی بود رسیدم به ملت دیگه! لازم ب ذکره که جان من است او.......خخ وخدابگم چی نکنه اون پ دیوثو که کل فیلمو گفت برام !تااخر فصل 7 رو گف ینی از فصل 5 تا اینجا میدونستم چی میشه !عوضی!هرچقدم زدمش ک نگو یک انسان زبان نفهمه دیگه چیکارش کنم!تازه ادعای علاقشم میشه !گو خورده مگه دیوونم ! بعد جالبه میزنمش میگم نگو میگه نه من تورمانش خوندم تو فیلم نشون نمیده که جان پسر ند نیست پسر لیانا و تارگریان برادر شاه دیوانس !الان نشون داد که خر !شتر! نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 4:19 توسط سایه| ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 16:28

اشتبا کردم .......نباید میجنگیدم با تقدیر.......

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:24

به گوشم رسید که پسره بش گفته حق نداری بش بگی که من دوسش دارم ..یبار بش گفتم بلاکم کرد ..دیگههم نمیگمش!بعد واس همینه این رفیق فابم به من نگفته که فلانی بم گفته دوست داره ...هرچند چپ میره راست میره میگه فلانی دوست داره معلومه حالا هم که من میدونم که بهش گفته و اونی که بم گفته قسمم داده بش نگو مجبورم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:24

جالبه نه ؟نه جالب نیست!تا میام فراموشش کنم ، تا دیگه یه جور میشه که دیگه برام مهم نیست واقعا ،تا یجور میشه که دیگه بهش فک نمیکنم ، یجوری میچرخه دنیا سمتش ، یجوری دنیا فکرمو میبره پیشش !مثلا ...نه نمیشه گف !البته دانشگاهامون که یکی نیست دیگه ولی خب هرچی !بدرک !تو که دیگه هیچوقت نمیای !تو که دیگه مال ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:24

امروز ازون روزاست که خیلی سگم...به زمین و زمان گیر میدم .....صد دفه گفتم وقتی من خوابم کسی منو صدا نکنه ...کسی سمت من نیاد ...بعد میان بالاسر ادم حرف میزنن و داد و هوار..منم بلند شدم هرچی از دهنم دراومد بارهمشون کردم الانم ک بیدارشدم بازعصبیم...خو ینی چی...چراانقد گرمه چرا کولر نمیکشه ...من خودم بدگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:24

تازه داشتم با مادر پیرامون دوتا از پسرایی که تو کلاسمون اومدن و گفتن صحبت میکردیم و میگف ببین هیچوقت نگو درحد من نیست و ازین حرفا خدا خوشش نمیاد قهرش میگیره خوشت نمیاد ازشون بگو نه و تموم دیگه این حرفا چیه غرور بچه مردمو میشکنی و اینا ..راست میگه البته یکیشون که شاگرد اول کلاسمونه خوبه من خوشم نمیادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 3:24

تازه دیشب بود داشتم احساس میکردم خوشبختم ...هه نمیشه انگار!تقصیرخودمه !کاش یکم باهوش تربودم!یکم زرنگتربودم!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:0 توسط سایه |

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 19:48

اره خب شاید اگه منم تموم بچگی و نوجونی و الانمو بین دعواهای مامان و بابام نبودم و یه بابای معتاد عصبی که روزبه روز وضعش بدتر میشه رو نداشتم اگه خونه ماهم تو ارامش بود نه ارامش چی ارامش فکری داشتم یا بهتره بگم اراده ر ازشون یادمیگرفتم اللن منم به همه ارزوهام رسیده بودم...همونطوری که الان دختر نامزد قبلی بابام داره دندون پزشکی میخونه و من پرستاری! ،،، بیخیال

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:1 توسط سایه |

برچسب: نویسنده: نیکا کریمیان تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 5:00

صفحه بندی