اره خب شاید اگه منم تموم بچگی و نوجونی و الانمو بین دعواهای مامان و بابام نبودم و یه بابای معتاد عصبی که روزبه روز وضعش بدتر میشه رو نداشتم اگه خونه ماهم تو ارامش بود نه ارامش چی ارامش فکری داشتم یا بهتره بگم اراده ر ازشون یادمیگرفتم اللن منم به همه ارزوهام رسیده بودم...همونطوری که الان دختر نامزد قبلی بابام داره دندون پزشکی میخونه و من پرستاری! ،،، بیخیال
برچسب:
نویسنده: نیکا کریمیان